فروش ویژه 16 آذر
فروش ویژه کمپبل و سولومون
پیام مصطفی پویان مدیر خانه زیست شناسی
پیش فروش دوره 5 جلدی LIFE 2017
مهرتان مبارک
بانک آزمونهای ارشد از سال 75 تا 96
فروش ویژه جانورشناسی هیکمن جلد 1 و 2
بن تخفیف ویژه خرید کتاب از اف بوک

تاریخ زیست شناسی
گردآوری و تالیف: دکترحسن ابراهیم زاده
ناشر: خانه زيست شناسي
قطع: وزیری/ 488 صفحه
 

مقـدمـه

دوران چهارم را از نظر انواع انسانها به چند دوره تقسيم مي‏كنند: دورة استرالوپيته‏سين ‏ها (از يك ميليون سال پيش تا 550 هزار سال پيش)، دورة پيتك آنتروپين ‏ها (از 550 هزار سال پيش تا 100 هزار سال پيش)، دورة نئاندرتالين‏ ها (از 100 هزار پيش تا 30 هزار سال پيش)، دورة
انسان­هاي هوشمند (هوموساپينس) سنگواره (از 30 هزار سال پيش تا 10 هزار سال پيش)، دوره انسان­هاي هوشمند كنوني (از 10 هزار سال پيش تا عهد حاضر، يعني 1950 ميلادي).

دوران چهارم را از نظر صنايع نيز به چند دوره تقسيم مي‏كنند: دورة قلوه سنگي (تقريباً‌ از يك ميليون سال پيش تا 500 هزار سال پيش)، دورة پارينه سنگي (شامل دورة پارينه سنگي تحتاني از 500 هزار سال پيش تا 70 هزار سال پيش، دورة پارينه سنگي مياني از 70 هزار سال پيش تا 30 هزار سال پيش،‌دورة پارينه سنگي فوقاني از 30 هزار سال پيش تا 10 هزار سال پيش)، دوره ميانه سنگي (از 10 هزار سال پيش تا 6500 سال پيش)،دوره نوسنگي (از 6500 سال پيش تا 4500 سال پيش)، و دورة‌ فلزات (دورة‌ مس: از 4500 سال پيش تا 4000 سال پيش، دورة برنز: از 4000 سال پيش تا حدود 3000 سال پيش،‌ دورة آهن: از 3000 سال پيش تا عهد حاضر).

اين موضوع كه انسانها بوسيله هوش خود جاي برتري را در گروه پريمات ها اشغال كرده‏ اند جاي ترديد نيست. بعلاوه شباهتهاي ريختي و مولكولي آنها با ميمون هاي آدمي شكل (آنتروپومورف) امري انكارناپذير است. با وجود اين، مي‏دانيم كه برخي اندامهاي ميمونهاي انسان نما (آنتروپوئيد) تكامل يافته تر از انسان است. بنابراين چنين انساني را نمي‏توان از اعقاب ميمونهاي آدمي شكل امروزي دانست. شجرة اين ميمونها از طريق دريوپيته كوس و پليوپيته كوس اروپا، پروكونسول و ليمنوپيته كوس آفريقا تا دورة ميوسن عقب مي‏رود و در اوليگوسن به شجرة انسانها متصل مي‏شود (در محل پروپيلوپيته‏كوس در اوليگوسن يعني قبل از 25 ميليون سال پيش). پروپيلوپيته كوس از طريق اژيپتوپيتكوس، راماپيته‏كوس، پيتك آنتروپ، انسان هايدلبرگ، انسان سوآنسكومب، انسان اشتينهايم، انسان اهرينگسدورف، انسان فونته‏شواد، انسان نئاندرتال، انسان هوشمند سنگواره، به انسان هوشمند كنوني ختم مي‏شود.

پيدايش انسان (hominisation) در چند مرحله انجام گرفته كه مهمترين آنها عبارتند از: حركت بر روي دوپا، آزادشدن دست (براي استفاده از آن در كار هنري)، و عقلاني شدن يا رشد مغزي (Cerebralisation). اين تغييرات نه در يك زمان، بلكه بتدريج صورت گرفته‏اند. حقيقتي كه بيشتر قابل توجه است و باعث عبور از آستانه آدم شدن (humanisation) مي‏شود عقلاني شدن يا رشد و تمايز مغز است كه ظهور اشكال جديدي از فعاليت را به همراه دارد. رفتار انسان ديگر تنها از غريزه بر نمي‏خيزد بلكه از انعكاس (بازتاب) منشاء مي‏گيرد. انسان شروع به ساختن ابزارهائي نموده، آنها را به كار گرفته، با هدفهاي خويش تطبيق ‏داده، با ارادة خود به آنها شكل ‏داده و آنها را با آگاهي، و گاهي هم بدون آگاهي لازم، به كار گرفته است.

نيازهاي انسانهاي دورة تمدن قلوه سنگي، حداقل بوده فعاليتشان به رفتارهاي اساسي حياتي، مخصوصاً به دفاع از خود، محدود بوده، احساس بارز آنها ترس بوده است. انسانهاي سازندة ابزارهاي دو وجهي و قطعه سنگها رفتارهاي پيچيده‏تري داشتند. اين انسانها جهان را مي‏شناختند و براي شناخت آن تلاش مي‌كردند. در انسانهاي پارينه سنگي مياني و فوقاني،‌ احساس مذهبي ظاهر شده، به نظر مي‏رسد كه اين انسانها داراي اشتغالات مذهبي، مشابه با آنچه انسانهاي امروزي دارند، بوده‏اند.

در حاليكه انسانهاي اولي از جهان ترس داشته‏اند، انسانهاي امروزي مسائل اساسي جهان را شناخته به تسخير و تصرف آن پرداخته‏اند. قدرت حاكميت آنها افزايش يافته و در اين مسابقة قدرت، جز رقابت هيچگونه عاملي مانع اجراي مقصود آنها نمي‏شود. قبل از اينكه اين رقابتها به فاجعة‌ بزرگي منجر شوند، مي‏توان اميدوار بود كه عقلاني شدن با رشد تدريجي انسانيت يا آدم شدن و پيشي گرفتن آدميت از عقلانيت، ‌محدود و هدفدار گردد.

مورخان اروپائي بر مبناي سير تاريخ اروپا، دوران زندگي انسان را به پنج دوره تقسيم كرده‏اند: دورة پيش از تاريخ، دورة باستان، دورة ميانه (قرون وسطي)، دورة جديد و دورة معاصر. تقسيم بنديهاي ديگر موجود عبارتند از: (1)- دوران پيش از تاريخ و دوران تاريخي، (2)- عصر سنگ و عصر فلز، (3)- عصر شكار، عصر كشاورزي و عصر صنعت.

اختراع خط عامل و علت تقسيم بندي سرگذشت بشر به دو دوران “پيش از تاريخ” و “تاريخي” است.

دوران چهارم كه كوتاهترين دوران زمين ‏شناسي محسوب مي‏شود (يك ميليون و نهصد هزار سال) از نظر آب و هوائي، از دو دورة‌ اصلي يخچالي كه بوسيله يك دورة اصلي بين يخچالي از يكديگر جدا شده‏اند تقسيم مي‏شود.

عصر يخبندان در حدود 110,000 سال پيش به آخر رسيده و آب و هواي مناطق مختلف جهان وضعي نسبتاً ثابت يافته است. در اين زمان، اجتماعات متعدد انساني در بين النهرين (ميان دو رود)، آسياي صغير، آسياي ميانه، مصر، چين، امريكاي مركزي، ايران، اروپا و استراليا مي‏ زيسته‏ اند. از آنجا كه زنان بدليل برخي محدوديتهاي جسماني نمي‏توانستند همانند مردان در عمليات مربوط به شكار شركت كنند، معمولاً به نگهداري كودكان، گردآوري ميوه‏ ها و دانه‏ هاي درختان و بوته‏ ها و ساختن ابزار لازم از سنگ، استخوان و چوب مي‏پرداخته ‏اند. به همين دليل، زنان را ابداع كنندة كشت و زرع و برخي اختراعات نظير سفال مي‏دانند. آنان، احتمالاً، هنگام گردآوري گياهان دريافتند كه دانه‏ هاي گياهاني كه بر زمين مي‏ريزند بعد از مدتي مي‏رويند. پس، از اين طريق، به كشاورزي پي بردند. كشاورزي از مهمترين تحولات زندگي انسان در روي زمين بود، زيرا موجب يكجا نشيني، ذخيرة غذا، تقسيم كار و پيدايش اجتماعات منظمي شد كه بنيان تمدنهاي هزاره‏ هاي بعدي را تشكيل داد. در خاورميانه كشت گندم و جو، در چين كشت برنج و ارزن، و در آمريكاي جنوبي كشت ذرّت توسعه يافت. كشاورزي در اروپا چند هزار سال ديرتر رايج شد.

تاريخدانان روسي در كتاب “تاريخ ايران از زمان باستان تا به امروز” آورده‏اند كه شكل گرفتن اقتصاد كشاورزي و دامداري زودتر از هر جاي ديگر در نواحي كوهستاني “زاگرس”، “تورس”، “سوريه” و “فلسطين” انجام شده است. بعقيدة پروفسور پوپ و اكرمان، بر اساس مدارك باستان شناسي، قبل از آنكه كشاورزي در سرزمينهاي پست آغاز شود در فلات ايران آغاز شد.

پروفسور ارنست هرتز فلد (Ernest Hertzfeld) و سر آرتوركيت (Sir Arthur Keith)دربارة مبدأ و منشاء فلاحت و كشاورزي در جهان نوشته اند: “گرچه هيچگونه شواهد مستقيم در مورد كشت غلات در ايران، پيش از پايان دوره سنگي موجود نيست، با اينهمه شواهد غير مستقيمي موجود است كه اين فرضيه را به اثبات مي‏رساند. در حدود هزارة چهارم و پنجم پيش از ميلاد، اهالي خزر (يعني فلات ايران) به تمام معني زارع بودند، حتي بايستي گفت كه اين مردم، نخستين كشاورزان جهان محسوب مي شدند و اطلاعات مربوط به كشاورزي از فلات خزر يا ايران، به سه منطقه رودخانه ها يعني “درّهء سِند”، “ماوراء النهر” و “بين‏ النهرين” منتقل گرديد. دانه‏ها و ميوه‏ها در مصر و بين النهرين، از اوايل هزارة چهارم پيش از ميلاد به صورتي وجود دارند كه فقط مي توانند بعد از گذشت هزار سال و شايد دو هزار سال از هنگام شروع كشاورزي به اين حالت در آمده باشند و از اينجهت شايد معقول باشد بگوئيم كه مدتها قبل از پنج هزار سال پيش از ميلاد، كشاورزي جائي در “فلات ايران” رواج داشته است.

قديمي ترين بقاياي گياهان و جانوران اهلي شده، به حفاري هاي بزمرده و تپه‏ هاي علي كُش در جلگه دهلران مربوط است كه قدمت آن به 7500 سال پيش از ميلاد مي‏رسد. حفاري هاي تپة سَيلْكْ كاشان نشان مي‏دهد كه در 6000 سال پيش ايرانيان متمدن بوده و قرنها پيش از اين در اين راه كار كرده‏اند. تمدن تپه سيلك، تمدن انسانهاي اولي نيست بلكه تمدن انسانهائي است كه پس از قرنها چادر نشيني و صحرا گردي و زندگي آزاد طبيعي به فكر ساختن خانه ‏هاي گلي افتاده‏اند. اين انسانها تشكيل جامعه و حكومت داده و داراي عقايد و دين محكمي بوده و در برابر خداوند هنگام عبادت دست به سينه مي‏ ايستاده، در ظرف سفالي غذا مي‏خورده، اسلحه داشته، جانوران را اهلي مي‏ساخته، زمين را زراعت مي‏كرده و محصول آنرا برمي‏داشته و آنرا براي زندگي خود انبار مي‏كرده ‏اند.

درباره قدمت تمدن كشاورزي و گندمكاري در ايران، مي‏توان به ظهور يکي ازپيامبران زردشت در شش هزار سال پيش از ميلاد اشاره كرد كه اصولاً براي كشاورزي و آباداني آمده و دستورات فراوان براي كشاورزي و استقلال داده است: “كسي كه زمين را شخم كند، اي زردشت سپنتما، با دست چپ و يا دست راست، زمين با او بدينگونه سخن گويد كه اي كسي كه مرا شخم مي‏كني با دست چپ و يا راست من نيز همواره كار خود را انجام خواهم داد، بار خواهم داد، همه گونه نيكوئي را ثمر خواهم داد. نخست برايت گندم خواهم رويانيد و اي زرتشت سپنتما، كسي كه زمين را شخم نكند با دست چپ و يا راست، هميشه در خانه بيگانه نيازمندانه به ايستد. آناني كه گدائي مي‏كنند، ريزه‏هاي خوان به او داده خواهد شد و آناني خواهند داد كه در انبار ذخيرة فراوان دارند”.

“اهورا مزدا مي‏فرمايد: كسي كه غله بكارد پارسائي كاشته و چنين كسي آئين خدائي‌ را پيشرفت دهد. چنين كسي آئين خدا را غذا دهد …. بنابراين، مردم را وادار كه اين را در انديشه بسپارند كسي كه نخورد، نيرو ندارد تا كارهاي سنگين پارسائي را انجام دهد، نيرو ندارد كه كارهاي كشاورزي را از پيش ببرد، نيرو ندارد كه دارندة‌ فرزندان شود. هر جانداري در جهان به خوردن زنده ماند و چون غذا نخورد ديري نكشد كه بميرد”.

در مورد صنعت پخت نان هم با اينكه در منطقه خاورميانه چون مصر و سوريه هم آثاري بدست آمده، با اينحال تاريخ پخت نان به 5500 سال پيش و به منطقه سبز ايران باز مي‏گردد.

اهلي كردن جانوران، از ديگر اقداماتي بود كه موجب كاهش زحمت انسان شد. انسان با اهلي كردن گاو، گوسفند، بز، توانست از گوشت آنان براي خوراك استفاده كند و نيز از گاو براي بردن بار و شخم زمين سود جويد. در اين زمان، ساخت ابزار، توسعه بيشتري يافت و انسان توانست قلاب ماهيگيري، سوزن، قاشق، آسياب و سلاحهاي بهتري بسازد. اين دوران را نوسنگي نيز ناميده‏اند. در اين دوران، گروههائي از انسانها همچنان به زندگي از طريق شكار، صيد و دامداري مشغول بودند. بتدريج در دشتهاي آسياي مركزي گله داري رواج يافت. اسب نيز نخستين بار در همين منطقه اهلي شد و مورد استفاده قرار گرفت. در قسمتهاي ساحلي اروپا، صيد ماهي و ساخت ابزار صيد معمول شد.

يكجا نشيني موجب توسعه خانه‏ سازي، تهيه انواع ظرف، پارچه و سفال نيز شد. اختراع چرخ از ديگر دستاوردهاي مهمي بود كه تأثير بسزائي در سرنوشت بشر گذاشت. چرخ كوزه گري، آسياب و ارابه از جمله ارمغانهاي اختراع چرخ است.

در 4500 سال پيش بشر توانست فلز را بشناسد و از آن در ساخت ابزار استفاده كند. نخستين فلزي كه كشف شد مس بود. قلع دومين فلزي بود كه مورد استفاده انسان قرار گرفت. مفرغ يا برنز آلياژي است از مس و قلع كه با آن ابزارهاي مختلف و مجسمه تهيه مي كنند. در معادن مس معمولاً فلز مس بطور طبيعي با قلع بصورت يك آلياژ طبيعي وجود دارد. از اينرو معمولاً نخستين ابزارهاي مصنوعي فلزي كه در قديم توسط بشر ساخته شده غالباً از مفرغ بوده و عصر مفرغ دوّمين قسمت از عصر فلزات در نظر گرفته شده است. پس از كشف آهن و رواج بهره‏ برداري از آن، تحولات عميق تري در زندگي انسان پديد آمد. داس، ارّه، خنجر و قيچي به فراواني مورد استفاده ساكنان دهكده ها قرار گرفت. بايد دانست كه پيدايش اجتماعات يكجا نشين و توسعه ابزارسازي و كشاورزي بيش از همه در مشرق زمين، بويژه در خاورميانه، صورت گرفت و مقدمات پيدايش تمدن هاي بزرگ را در دوره هاي بعد فراهم ساخت. به همين دليل، نخستين تمدن ها از قبيل سومر (Sumeria)، مصر، ايلام، هند، چين و نيز تمدنهاي آسياي صغير مربوط به اين منطقه از جهان است در حاليكه مردمان ساكن اروپاي شمالي، سيبري و آمريكاي شمالي در همان زمان مراحل ابتدائي تري را طي مي كردند و قرن ها پس از آن، از طريق سفرهاي نظامي و تجاري با دستاوردهاي تمدن مردم مشرق زمين آشنا شدند.

جوامع يكجا نشين بيشتر در كنار رودهائي نظير دجله، فرات، سفيدرود، كارون و سِند ساكن بودند. استفاده از زمين براي كشت و زرع مستلزم مسطح كردن زمينها، زه‏كشي آنها و استفاده از كانال آبياري است. انجام اين امور و نيز كارهاي مربوط به پاشيدن تخم وجمع آوري محصول مستلزم كار دستجمعي است. به همين دليل، با پيدايش نخستين دهكده ‏ها و تقسيم كار، بتدريج شيوة‌ جديدي از زندگي اجتماعي به وجود آمد كه با زندگي در غارها، جنگلها و كوچ نشيني متفاوت بود. زندگي در دهكده ‏ها لزوم وجود فردي براي مديريت روستا و حل و فصل اختلافات را مطرح ساخت. همچنين، بر اثر توليد محصول اضافي و ظهور شغلهاي جديد از قبيل سفالگري و ساخت ظروف فلزي، داد و ستد رواج گرفت. با رواج داد و ستد و ضرورت ثبت معاملات، مقدمات اختراع خط فراهم شد. بدين ترتيب جوامع ابتدائي در آستانه ورود به دوره‏اي جديد قرار گرفتند.


تمامي كالاها و خدمات اين فروشگاه، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است!

دفتر مرکزی: تهران، خیابان لبافی نژاد- بین فلسطین و ابوریحان- کوچه باقری پارسا- بن بست اول- پلاک4تلفن: 66477684ارتباط ویژه از طریق تلگرام: 09374098350